برچسب‌ها

محصول مورد نظر خود را جستجو کنید

عضویت در خبرنامه تیـــــکادو

برای اطلاع از آخرین اخبار و جدید ترین محصــولات، ایمیل خود را وارد کنید و در خبرنامه عضو شوید تا به صورت منظم از اخبار جدید تیکادو با خبر شویــد!

” قضیه زندگی: اگر شرایط و ضوابطش برقرار بود آنگاه حکم صادر کنیم “

تیکــادو / اندك اندك، مقال  / ” قضیه زندگی: اگر شرایط و ضوابطش برقرار بود آنگاه حکم صادر کنیم “

” قضیه زندگی: اگر شرایط و ضوابطش برقرار بود آنگاه حکم صادر کنیم “

دنیای ریاضیات؛

دنیای ریاضیات، دنیای اعداد و ارقام، دنیای حسابگری، دنیای دو دو تا چهارتا کردن و تنها دو دو تا چهارتا را دیدن نیست
در عینِ پیچیدگی که نه تنها در ظاهر که ما در باطنش هم پیچیدگی ای دیدیم بس مردافکن
اما ساده و با خیالِ آسوده زندگی کردن را هم در دل دارد
البته اگر پیگیرش بشوی و منطق و قضیه هایش را در زندگیِ روزمره ات وارد کنی و یا اینکه سعی کنی از فرط خستگی از قضیه های تو در تو و پیچیده اش عیارش را در زندگی روزمره بسنجی…
اهل دنیای ریاضیات که باشی از اینجور مواقع زیاد پیش می آید
خستگی هایی که هی از خودت می پرسی این همه قضیه، فرض، حکم، اثبات، استقرا، برهان، چه و چه و چه کجای دردِ این زندگی را درمان میکند؟!
شاید یکی از همین روزهای خستگی دورادور که به قضیه هایش بنگری، بفهمی قضیه ی زندگی از چه قرار است
آن روز تمام حروف های لاتین، اعداد و ارقام و حتی هرآنچه که می گویند را کنار می گذاری و فقط خواهی نوشت:
” قضیه زندگی: اگر شرایط و ضوابطش برقرار بود آنگاه حکم صادر کنیم ”
و این چه بسا بتواند سرلوحه ی یک عمر زندگی بشود
” اگر شرایط و ضوابطش برقرار بود آنگاه حکم صادر کنیم ”
* برای حکم صادر کردن یک سری شرایط و ضوابطی احتیاج است که بشود برای اثباتِ حکم به آنها استناد کرد
پس اگر کسی پیامی را به موقع جواب نمی دهد لزوماً انسانِ مغروری نیست
اگر زود جواب میدهد هم لزوماً انسانِ بیکاری نیست
اگر کسی تارِ موهایش پیداست و آستینِ مانتویش کوتاه بی بند و بار نیست و کسی که چادر سر میکند لزوماً جانماز آب نمیکشد
اگر کسی بلند بلند می خندد لزوماً آدم شادی نیست و آن کسی که به راحتی اشک میریزد غمِ عظیمی نباید در دل داشته باشد
اگر کسی دوستانش به خودش نمی مانند هم لزوماً انسانِ چند شخصیتی ای نیست
بگذارید در همه ی این موارد شرایط و ضوابطش فراهم شود آنگاه حکم صادر کنید
که گمان نمیکنم شرایط و ضوابطش برای هیچکداممان فراهم شود که با کفش های یکدیگر در زندگیِ یکدیگر قدم بزنیم
اما هرگاه شرایط و ضوابطش فراهم شد آنگاه حکم صادر کنیم

* حکمی که صادر میکنیم هم باید منطقی باشد و یک دردی از این زندگی دوا کند
یا اگر میخواهیم اطاعتش کنند پس باید اوامرمان اوامری باشند منطقی…
پس اگر شرایط و ضوابطش فراهم بود و حکم صادر کردیم که “چه مغرور است”، “چه بی حجب و حیاست”، ” چه با نماز با خداست”، ” چه دلِ خوشی دارد”، ” چه” و “چه” و “چه”
حواسمان باشد دردی از این زندگی که من دیده ام دوا نمیکند که نمیکند
حواسمان به زندگیِ خودمان باشد شاید دردی را دوا کردیم

و همیشه یادمان باشد؛ تا کسی درد نکشیده باشد درد نمی نویسد…

بدون نظر
نظر خود را بنویسید

2

2

3